مرور رده

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۰

تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند گناه تست و من استاده‌ام به استغفار مرا غبار تو هرگز اثر کند در دل که خاکپای…

قطعه شمارهٔ ۱۱

بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار که سوز عشق تو انداخت در جهان آتش به نفط گنده چه حاجت که بر دهان گیری تو را خود از…

قطعه شمارهٔ ۱۲

آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان هر که بینی دم صاحبنظری می‌زندش آستینم زد و از هوش برفتم در حال راست گفتند که…

قطعه شمارهٔ ۱۳

مرا به صورت شاهد نظر حلال بود که هرچه می‌نگرم شاهدست در نظرم دو چشم در سر هر کس نهاده‌اند ولی تو نقش بینی و من…

قطعه شمارهٔ ۱۴

شبی خواهم که پنهانت بگویم نهان از آشنایان و غریبان چنان در خود کشم چوگان زلفت کزو غافل بود گوی گریبان ولیکن هر…

قطعه شمارهٔ ۱

متی حللت به شیراز یا نسیم الصبح خذالکتاب و بلغ سلامی الاحباب اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست همی کنم به ضرورت…

قطعه شمارهٔ ۲

گر مرا بی‌تو در بهشت برند دیده از دیدنش بخواهم دوخت کاین چنینم خدای وعده نکرد که مرا در بهشت باید سوخت