مرور رده

ملحقات و مفردات

تکه ۲۱

بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم که می‌رود ز غمت بر زبان پریشانم تو فارغ از من و من در غم تو بیا ببین که ز غم بر چه…

تکه ۶

حالم از شرح غمت افسانه ایست چشمم از عکس رخت بتخانه ایست هر کجا بدگوهری در عالمست در کنار آنچنان دردانه ایست بر امید…

تکه ۲۲

من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو به کدام دل صبوری، کنم ای نگار بی‌تو ره صبر چون گزینم، من دل به باد داده که به…

تکه ۷

خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت ای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟ بگذری در کوی یارم تا کنی حال دلم را همچنان…

تکه ۸

می‌روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد می‌گذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد سر ز پیشت برنمی‌آرم ز دستور طلب شرم…

تکه ۹

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم بالاتر از…

تکه ۱۰

بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد پیر بودم به وصال رخ خویش همه روز باز پیرانه سرم…

تکه ۱۱

رفت آن کم بر تو آبی بود یا سلام مرا جوابی بود از سر ناز وز سر خوبی هر دمی با منت عتابی بود وعده‌های خوشم همی داد…

تکه ۱۲

یاد دارم که روزگاری بود که مرا پیش غمگساری بود با لب یار و در بر دلدار هر زمانیم کار و باری بود جام عیش مرا نه دردی…