مرور رده

مثنویات

شمارهٔ ۳۴

حرامش باد بدعهد بداندیش شکم پرکردن از پهلوی درویش شکم پر زهرمارش بود و کژدم که راحت خواهد اندر رنج مردم روا دارد…

شمارهٔ ۳۶

آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد هر کسی را هر چه لایق بود داد گر توانا بینی ار کوتاه دست هر که را بینی چنان باید که هست…

شمارهٔ ۳۷

دوام دولت اندر حق شناسیست زوال نعمت اندر ناسپاسی است اگر فضل خدا بر خود بدانی بماند بر تو نعمت جاودانی چه ماند از…

شمارهٔ ۳۸

کتاب از دست دادن سست راییست که اغلب خوی مردم بیوفاییست گرو بستان نه پایندان و سوگند که پایندان نباشد همچو پابند

شمارهٔ ۳۹

الا تا ننگری در روی نیکو که آن جسمست و جانش خوی نیکو اگر شخص آدمی بودمی به دیدار همین ترکیب دارد نقش دیوار

شمارهٔ ۴۰

جوان سخت رو در راه باید که با پیران بی‌قوت بپاید چه نیکو گفت در پای شتر مور که ای فربه مکن بر لاغران زور

شمارهٔ ۴۳

به حال نیک و بد راضی شو ای مرد که نتوان طالع بد را نکو کرد چو سگ را بخت تاریکست و شبرنگ هم از خردی زنندش کودکان سنگ…