مرور برچسب

قطعات

قطعه شمارهٔ ۳۳

ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار تا تن خاکی من عین بقا گردانی چشم بر دور قدح دارم و جان بر کف دست به سر خواجه که…

قطعه شمارهٔ ۳۴

پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند خیز اگر بر عزم تسخیر جهان ره می‌کنی با چنین جاه و جلال از پیشگاه سلطنت آگهی و خدمت…

قطعه شمارهٔ ۲۳

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین به جای لوح سیمین در کنارش فلک بر سر نهادش لوح سنگین

قطعه شمارهٔ ۲۴

در این ظلمت‌سرا تا کی به بوی دوست بنشینم گهی انگشت بر دندان گهی سر بر سر زانو بیا ای طایر دولت بیاور مژدهٔ وصلی عسی…

قطعه شمارهٔ ۲۵

ای معرا اصل عالی جوهرت از حرص و آز وی مبرا ذات میمون اخترت از زرق و ریو در بزرگی کی روا باشد که تشریفات را از فرشته…

قطعه شمارهٔ ۲۶

ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست آرزو می‌بخشد و اسرار می‌دارد نگاه جنت نقد است اینجا عیش و عشرت تازه کن زانکه در…

قطعه شمارهٔ ۲۷

به گوش جان رهی منهی ای ندا در داد ز حضرت احدی لا اله الا الله که ای عزیز کسی را که خواریست نصیب حقیقت آنکه نیابد به…

قطعه شمارهٔ ۲۸

به روز شنبهٔ سادس ز ماه ذی الحجه به سال هفتصد و شصت از جهان بشد ناگاه ز شاهراه سعادت به باغ رضوان رفت وزیر کامل…

قطعه شمارهٔ ۲۹

به من سلام فرستاد دوستی امروز که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد چرا ز خانهٔ خواجه…

قطعه شمارهٔ ۳۰

گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل بر آب نقطهٔ شرمش مدار بایستی ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش چرا تهی ز می خوشگوار بایستی…